مهمون نوازی ارمیا ....
عزیز دل مامان جمعه عصر یه مهمونیه عصرونه داشتیم خونه خودمون . دختر عمه های مامان جون با بچه هاشون و نوه هاشون اومدن خونه ما واسه خونه نویی .... من صبح جمعه شما رو بردم خونه مامان جون و با خاله جون المیرا واسه تمیز کاری اومدیم خونه خودمون . من شروع کردم به جارو و گردگیری و خاله جون المیرا واسه اطاق شما استیکر خریده بودن و رفتن واسه مرتب کردن اطاق گل پسر و چسبوندن استیکرا . ظهر رفتیم خونه مامان جون نهار خوردیمو اومدیم خونه ما و تو تا ازراه رسیدی و رفتی تو اطاقت خیلی خوشحال شدی و همه دیوارای اطاقتو نگاه کردی و به همه نشون دادی و خیلی خوشحال شده بودی .... عصر که مهمونا اومدن بچه ها همش دوست داشتن تو اطاق تو بازی کنن...









