جدیدترین کارای ارمیا 2.....
پسرم . عزیزم . نازنینم . مهربونم . نفسم . عشقم . یه دونم .نازدونم و دردونه مامان خدا رو بابت دادن هدیه زیبایی به نام ارمیا که 1 سال و 2 ماه و 14 روزشه شاکرم و روزی هزار بار با دیدن شما و شیطنتات و شیرین کاریات از خداا سپاسگذاری میکنم.
تکدونه ما امروز دوباره میخوام لیست شیطونیایه جدیدتو بنویسم . خیلی زیادن ولی تا اونجایی که حافظم یاری میکنه واسه خاطره موندن مینویسم .
امروز تو راه که میومدم دفتر داشتم فک میکردم به اینکه چقد نسبت به همسنای خودت از لحاظ بعضی کارا جلوتری و این موضوع خوشحالم میکنه .....
شیرین عسل این روزا یکی از تفریحاتت شده خاموش و روشن کردن tv
. هر جایی هم که میریم اولین کاری که میکنی اینه که بری و دگمه POWER تلویزیونشونو پیدا کنی و .....

چون نسبت به قبل قدت بلند تر شده خودت میتونی به راحتی بری رو مبلا و از رودسته تک تک مبلا رد شی تا به مبلی برسی که کلیدای کولر بالای اونه وقتی اونجا میرسی با صدای هن هن الکی که یعنی خسته شدی حواس ما رو پرت میکنی
و یهو میری سمت کلید کولر و خاموش و روشن میکنیش
.....

گاهی اوقات بابا حمید با من کل کل میکنن و میخندن بعد تا به تو میگن ارمیا به مامان بخند توی بیشرفم سریع باهاش همدست میشی و شروع میکنی الکی به من خندیدن با صدای بلند و مثلا منو مسخره میکنی
....

تا میبینی یکی داره نماز میخونه میری وا میستی یه کناری و دستاتو میزاری کنار گوشت و با خودت پچ پچ میکنی (یعنی مثلا نماز میخونی) خم و راست میشیو
سرتو میزاری رو مهر... تا حواس یکی جلب تو میشه و قربون و صدقت میره خودتو لوس میکنی و با اینکه میبینیش و صداشو میشنوی خودتو به اون راه میزنی و به کارت ادامه میدی که یعنی من صدای شما رو نمیشنوم....

تو مراسم خاص مثلا تعزیت و مراسم غزاداریه امام حسین که میبینی همه حال و هوای ناراحتی و گریه رو دارن یه سره با صدای بلند
صلوات میفرستی عشق من .....
(چند روز پیش رفتیم تعزیه یکی از فامیلا (خدا رحمتشون کنه) چند دقیقه بعد نشستن وقتی دیدی بقیه دارن گریه میکنن شما یهو با صدای بلند گفتی اللهو .... با این کارت خاله سعیده اینقد ذوق کرد که آهسته تو رو بغلت کرد و زیر چادرش حسابی بوسید و چلوندت عزیزم)

این روزا دیگه اجازه نمیدی بهت غذا بدیم چون میخوای خودت
غذاتو بخوری و اینقد تو این کار ماهر شدی که با قاشق خودتت به راحتی غذاتو میخوری البته با یکمی کثیف کاری که اشکالی نداره گلم .آخه اینجوری بیشتر به جونت میشینه عشق کوچولو....

وقتی میخوایم بریم بیرون خودت میری جوراباتو میاری تاپات کنم
بعدم کاپشنتو میگیری دورت
و تلاش میکنی تا بپوشیش وقتی هم میرسیم خونه یا هر جایی که باید لباستو دراری خودت کاپشنتو در میاری و میکشونی میبری سمت اطاقت تا بزاریش تو کمد ....

وقتی یه وسیله کسیو بر میداری مثلا گوشیه موبایل تا بهت میگم ارمیا جونم گوشیو بده مال فلانیه خیلی سریع میبری میدی و میخندی
به معنی عذرخواهی....

تا از یه پله یا مبل
یا میز و تخت میخوای بپری ما میگیم 1 تو بلافاصله میگی 2 و میپری از دیروز بعد 2 عدد 3 رو هم میگی گل نازم ....

![]()
تاز گیا یاد گرفتی که وقتی یکیو میبینی که دلت واسش تنگ شده محکم بغلش میکنی
(دو تا دستتو میزاری دور گردن یا شو نه هاش و محکم فشارش میدی)

![]()
وقتی با یکی قهر میکنی سرتو میزاری رو زمین
یا دیوار تا اون طرف بگه بیا با هم آشتی کنیم بعد شما با خوشحالی میای طرفش و صورتتو میاری سمتش تا ببوسه
و با هم آشتی میکنین ....
نازنین دردونم عاشق شیرین کاریاتم .... خستگیو از تنم در میاره اون صورت کوچولوت


جدیدترین کارای ارمیا 2.....
