دومین آرایشگاه
پسر خوش تیپ مامان ....
از آخرین باری که موهاتو کوتاه کرده بودم تقریبا 3 ماه و نیم میگذشت و موهات خیلی بهم ریخته شده بود واسه همین تصمیم گرفتم ببرمت آرایشگاه .
سمیرا جون گفت الی ارمیا که بچه آرومیه و اذیت نمیکنه چرا اینهمه راه میبریش آرایشگاه کودک بیارش آرایشگاه ابوالفضل و امیر رضا . کارش خوبه و سریع .
منم دیروز عصر با خاله جون عادله ( مثه دفعه قبل ) بردیمت همون آرایشگاهی که خاله سمیرا گفته بود البته با وقت قبلی که خاله جون واست گرفته بودن .
تا آرایشگره خواست واست پیش بند ببنده از صندلی پا شدی وایسادی و اون بنده خدا هم پیش بند بهت نبست و شروع کرد با موزر
به کوتاه کردن موهات .
آروم وایسادی و به صدای آهسته موزر گوش میکردی و اصلا سرتو تکون نمیدادی . وقتی آب پاشید
رو سرت یکمی وول خوردی و خواستی در ری ولی خاله جون عادله واست رو اسپری که داده بودم دستت تا بازی کنی آهنگ زدن و تو شروع کردی به رقص و همه اونایی که تو آرایشگاه بودن بهت خندیدن و یه عالمه ازت تعریف کردن که چه بچه آرومیه ....
ولی در کل مثه همیشه پسر خوبی بودی و اصلا اذیت نکردی و آرایشگره هم خیلی پسر on time
و فرزی بود و شما حسابی خشگل شدی نازنین من .
دست خاله سمیرا بابت راهنماییش درد نکنه ....


دومین آرایشگاه
