عکس....
بالاخره عکسای عروسی مهران جون بدستم رسید و امروز با اندک وقتی که دارم میزارمشون تو وبت عزیز دلم. آخه این روزا خیلی گرفتار و شلوغم نازنین . صبح میام سر کار و عصرا با خاله جون الناز میرم خونه واسه جمع کردن اثاثیه خونه و چون همه چیزو تقریبا جمع کردیم چند روزیه که خونه مامان جون ایناییم.... اینم عکسای آقا پسر ناز من تو روز 5شنبه 24 مرداد حنابندون مهران جون..... قبل رفتن جلو خونه مامان جون آخ جون داریم میریم حنا بندون باغ دایی مسعود وای چقد میخواد خوش بگذره منم میخوام سوت بزنم مامانی ارمیا در حال ر...









