دیگ خونه مادرجون ....
عروسک جون .... چند روز تاخیر داشتم چون شما مریض بودی ولی خدا رو شکر با دکتر رفتن و داروخوردن البته به سختی ولی الان خیلی بهتری نازدونه مامان .... آقا خشگله مادر جون اینا دهه دوم محرم هر روز صبا روضه دارن و روز آخرش دیگچه میدن . هر سال شب نهم روضشون دیگشون به پاست و همه ما اونجاییم . (انشالله ادر جون و پدرجون 120 ساله بشن و خدا بهشون عمر با عزت بده تا همیشه این دیگ پابه جا باشه و مام دور هم ) امسال دومین سالی بود که شما هم به خانواده اضافه شدی و همه خیلی خوشحالیم یه دونه مامان . پارسال شما خیلی کوچولو بودی. من پارسال همش مجبور بودم بالا باشم و مراقب شما با اینه خیلی دوست داشتم بیام پای دیگ ولی میترسیدم شما هوا به...








