ERMIAERMIA، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

نازنینم دوست دارم

شکار لحظه ها .....

1392/7/8 11:30
نویسنده : الهام
234 بازدید
اشتراک گذاری

ارمیا طلا 

 

 

 

 

ازونجایی که دلم نمیخواد هیچکدوم از کارا و شرارتات از قلم بیفته و میخوام همه چیو پبت کنم تا ببینی چه نازنین شری بودی مدام دوربین به دستیم خونوادگی و تک تک لحظه های زندگیتو ثبت میکنیم و اینقد تعداد عکسا و فیلمات زیاده که به فکر خریدن یه هارد اکسترنال 3T افتادم عزیزم . چون هارد نوت بوک خودم و بابا جمید و خاله المیرا و عمو حسین و تبلت خاله جون النازم دیگه داره پر میشه در صورتیکه تو هنوز تازه 1 سال و 11 روزته 

اینم قسمتی از شکار لحظه های ارمیا به روایت دوربین ....

 

آقا ارمیا در حال زور آزمایی با رخت آویز ....نیشخند

منو بزارین زمین خاله جون میخوام برم تحقیق و تفحص ....

مامان جون حبوبات چی بدم بهتون .... متفکر

میخوام یه کم حلقه بزنم .... ابله

این عکسا بدون شرح و در حال بازی با هدیه های تولد ....

اینم یه سری عکس از تنهایی آقا ارمیا تو اطاقش ....

 

اینم چند تا دیگه عکس از شرارتات خونه مامان جون ....

پوشیدن دیشداش توسط عمو میثم....

 

مامان جون از کلاهای عمو حسین واسم میخرین ؟؟؟؟

ببینین چقد بهم میاد....!!!!!

 

(( تو یه استثنایی سوپراستار من ))

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

maman amir
8 مهر 92 11:40
الهیییییی قربون تو برم شر خاله اتیش پاره ای که لنگت خودتی. عاشقتم خاله دلم برات تنگ شده. کلا شماهرچی به پوشی بهت میاد عشق خاله، میسی خاله جون ....