شکار لحظه ها .....
ارمیا طلا 
ازونجایی که دلم نمیخواد هیچکدوم از کارا و شرارتات از قلم بیفته و میخوام همه چیو پبت کنم تا ببینی چه نازنین شری بودی مدام دوربین
به دستیم خونوادگی و تک تک لحظه های زندگیتو ثبت میکنیم و اینقد تعداد عکسا و فیلمات زیاده که به فکر خریدن یه هارد اکسترنال 3T افتادم عزیزم . چون هارد نوت بوک
خودم و بابا جمید و خاله المیرا و عمو حسین و تبلت خاله جون النازم دیگه داره پر میشه در صورتیکه تو هنوز تازه 1 سال و 11 روزته ![]()
اینم قسمتی از شکار لحظه های ارمیا به روایت دوربین ....
آقا ارمیا در حال زور آزمایی با رخت آویز ....

![]()

![]()

![]()
منو بزارین زمین خاله جون میخوام برم تحقیق و تفحص ....

![]()
مامان جون حبوبات چی بدم بهتون .... 

![]()

![]()
میخوام یه کم حلقه بزنم .... 

![]()

![]()
این عکسا بدون شرح و در حال بازی با هدیه های تولد ....

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
اینم یه سری عکس از تنهایی آقا ارمیا تو اطاقش ....

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
اینم چند تا دیگه عکس از شرارتات خونه مامان جون ....

![]()

![]()
پوشیدن دیشداش توسط عمو میثم....

![]()

![]()
مامان جون از کلاهای عمو حسین واسم میخرین ؟؟؟؟

ببینین چقد بهم میاد....!!!!!
(( تو یه استثنایی سوپراستار من ))



شکار لحظه ها .....
