بام مشهد
عزیز دلم شنبه شب با بابا و عمو میثم و خاله جونات و مامان جون و بابا جونت رفتیم بام مشهد. متاسفانه ماشین بابا توراه خراب شد و تا رفت درست کرد ما با عمو میثم رفتیم بام.
خیلی خوش گذشت .حسابی خلوت بود و ما تونستیم تورو ببریم سمت وسایل بازی و حسابی تاب
خوردی و با عمو میثم الکلنگ بازی کردی...
بعد با بابا اینا قرار گذاشتیم شلمان و رفتیم تا شام بخوریم
که اونجا هم حسابی به جنابعالی خوش گذشت عشق کوچولوی من .....
انتظار ارمیا واسه آوردن غذا.....


آقا لطفا سریعتر غذای منو بیارین دیگه ......

پس من نوشابه میخورم .....

خوش به حالشون !!!! چه غذای خوشمزه ای دارن میخورن .....

سیر شدم دیگه ... الهی شکر و ممنون 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بام مشهد
