قول شهر بازی ....
زیباترین ملودی قلبم

دیروز عصر مثه هر روز خوابیدی 
و وقتی بیدار شدی طبق برنامه هر روزت نشستی پای برنامه عمو پورنگ
و هر کار کردم هیچی نمیخوردی
منم بهت قول دادم اگه نصف یه موزو بخوری ببرمت پارک واسه بازی با بچه ها ....
با اینکه تا حالا بهت قول نداده بودم و شما نمیدونستی معنی قول چیه ولی به حرفم گوش کردی
و موزتو خوردی و منم به قولم عمل کرد
اینم عکساش ....










مامان جون و خاله جون المیرام اومدن واسه اینکه من تنهایی از پس شما تو اینجور محیطا بر نمیام ....
دست مامان جون وخاله جون الی درد نکنه بابت همه زحمتایی که واسه شما میکشن .. در روز تقریبا نصفشو با اونا میگذرونی و خیلی هواتو دارن . مامان و خاله بیشتر از من حق مادری به گردن شما دارن عزیزکم .
شاید هیچ کی باور نکنه
که شما الان 1 سال و 7 ماهته و من تا حالا حمام
نبردمت و همیشه مامان جون زحمتشو کشیدن و تا حالا حتی یه بارم ناخناتو کوتاه نکردم !!!! همیشه خاله جون المیرا
اینکارو واست انجام دادن و هر دو نفرشون اگه نگم بیشتر از من حتما به اندازه من پوشکتو عوض کردن و خوابوندنت و واست یه مامان واقعی بودن .... میتونم بگم واقعا مهربونتر از منن واست ....
دست مامان جونو میبوسم
و از خاله جون المیرام واقعا تشکر میکنم
امیدوارم بتونم یه کوچولو واسشون جبران کنم اینهمه زحمتشونو ....و از شمام میخوام خیلی قدردانشون باشی ستاره کوچولوی من ....


قول شهر بازی ....
