خونه عمه جون مرضیه ....
عشق من چند شب پیش رفتیم خونه عمه جون مرضی با اینکه خیلی دیر وقت بود ولی تا رسیدیم شما شروع کردی به وارسیه خونه .
همه جا رو گشتی حتی تو یخچالو . تا میومدم بگیرمت
همش عمه جون و عمو حمید و فرزانه جون و سپیده جون میگفتن بزار راحت باشه و هر کاری دوست داره بکنه و شمام حسابی سو استفاده کردی و این شد نتیجش عشق من ..... 
مامان میشه دستمو بزنم رو شیشه میز ..... 

مامان جونم اجازه بدین دیگه .... 

گوشیو من بر میدارم ... 

فرزانه جون اینهمه کتاب از کجا !!!!
وای چقد شماره تلفن !!!! 
این شماره ها مال کیه ؟؟؟؟ 

وایسا برم به بابامم دفتر تلفنتو نشون بدم لطفا ....

عمه جون کامپیوترتونتو چک کردم درست بود نگران نباشینا .... 

عمو حمید من این پتو رو میخوام .... 

بریم بخوابیم دیگه من خوابم میاد .... 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خونه عمه جون مرضیه ....
