پیشرفتهای جدید و یه عالمه عکس ....
دلبر کوچولوی من .... بابا حمید از روز 2 شنبه 12/05واسه اجرای پروژه رفتن سبزوار و شنبه شب12/10 برگشتن ولی خدا رو شکر اینبار با اینکه مدت زیادی بود که بابا حمید نرفته بودن شهرستان شما زیاد اذیت نکردی و اینقد مغروری که حتی دلتنگیتم نشون نمیدی شیرین عسلم . بابا هر شب ز میزدن و یه عالمه بات صحبت میکنن و شما فقط گوشیو میگیری کنار گوشت و اولش در جواب سلام بابا سلام میکنی و بعد با یه لبخند قشنگ به حرفاش گوش میکنی و وقتی ازت میپرسن ارمیا مامانو که اذیت نمیکنی با قاطعیت و صدای بلند میگی نه و انگشت اشارتو تکون میدی و بعدشم بای بای میکنی و قطع میکنی و تا چند دقیقه ساکتی و تو خودت ولی باز شروع میکنی به شرارت و .... روز...








