زرنگ ....
تنها دلیل زندگیم .....
هر روز داری تغییر میکنی و یه عالمه کار جدید یاد میگیری
. شیطنت و دلبریاتم بیشتر و بیشتر میشه البته اگه این دندونا و اذیتاش بزارن
. تو خیلی پسر صبور و کم دردسر و آرومی هستی . الهی فدات شم مامان جون .نمیدونی چقد دوست دارم
تازگیا یاد گرفتی تا یه کاریو میگن نکن و شما دوست داری انجامش بدی محکم و با قاطعیت میگی نه
(یعنی انجام میدم ) وقتی میخوایم بریم حمام تا شما رو بشورم و عوضت کنم اگه فراموش کنم در بزنم بهم نگاه میکنی و نیشخند
میزنی و میگی در در یعنی در نزدی . بعدم دستای نازتو با فیگور خشگل خودت میبری سمت درب و در میزنی عشق من .
ضمنا دست به قهرتم خیلی خوبه تا چیزی بر وفق مرادت نباشه سرتو میزاری زمین و قهر میکنی
و بلند بلند شروع میکنی غر زدن .نمیدونی چه صحنه با حالیه ....
یه موقه هایی که خیلی اذیت میکنی میزارمت تو تاب تا یه کم از دنبالت دویدن آروم بگیرم
و استراحت کنم و دگمه ملودی تابتو میزنم تا حواست از پایین اومدنش پرت بشه . جنابعالی هم با نهایت زرنگی شکمتو محکم به جلوی تاب یعنی جایی که صدای ملودی ازش درمیاد فشار میدی تا صداش کم شه
و وقتی میخوای کاملا بیصدا شه اینقد محکم خودتو فشار میدی که صورتت قرمز میشه ....

راستی ارمیا مدت طولانی هست که وقتی سراغ چیزیو ازت میگیریم که میتونی ببینیش سریع با انگشت نشون میدی و اگه نتونی پیداش کنی بلافاصله خم میشی و زیر مبلو نگاه میکنی زبل ....
چند تا عکس بدون شرح :
آقا ارمیا در حال کنجکاوی ....


عشق من داره مارک جورابشو چک میکنه ....




آقا ارمیا درحال زور آزمایی....


اسباب بازیای جدیدی که بابا حمید واست خریده و بررسی اولیه آقا ارمیا.....


اینم پسر خوش تیپ من وقتی آماده شده بره بیرون با اون کفشای نازش .... 

(( خدایا چه چیزی میتونه زیباتر از لبخند ارمیا باشه !!!!))



زرنگ ....
