ERMIAERMIA، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

نازنینم دوست دارم

بدون شرح 3 ....

1392/7/17 11:10
نویسنده : الهام
220 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا که سرما خورده ای خیلی بهونه گیر و بد اخلاق شدی مامان جون . وقتی از خواب بیدار میشی گریه میکنیگریه و نق میزنینگران و طول میکشه تا آروم بگیری .همش دوست داری بخوابیخواب و وقتی هم بیداری دوست داری همش بازی کنیمژه البته تنها نه .هر چیو میبینی میخوای بگیری و دست تو باشه ....

اینقد گیجی از خوردن داروها که پریروز که داشتی دست و پاشکسته راه میرفتی (آخه هنوز کامل راه نمیری بغل) باعجله رفتی سمت میز و فک کردی دستت به میز میرسه ولی نرسید و متاسفانه خوردی زمین و ضعف کردی از گریه . الهی بمیرم خیال باطلمن عزیز دلم ولی خوب باید مراقب باشیمشغول تلفن دیگه گل من کسی مقصر نیست که .....

تا چشتم به یکی میفتی شروع میکنی واسش به زبون خودت تعریف کردنفرشته که چی شده و شکایت میکنی از اینکه سرت خورده به میز. آخ

الهی قربون اون حرف زدنت برم من پسر نازم .....قلب

اینم چند تا عکس ازین روزات .....

در حال بازی با جامدادیه زینب جون ...

خدارو شکر که زینب جون دوست داره اگه بهت جامدادیشو نمیداد چی ؟؟؟؟؟وقت تمام

 

تازه از خواب بیدارشدی و بی حوصله ای ... قهر

 

در حال دگی بازی با پدر جون .... زبان

 

بازی با کوسنای مبل .... خنده

 

منتظری تا بابا حمید بات بازی کنن .... خنثی

 

در حال گریه کردن وقتی بابا حمید دارن حاضر میشن .... گریه

 

داری با بابا حمید صحبت میکنی (با زبون شیرین خودت) بابت اینکه بغلت کردن تا با خودشون ببرنت .... فرشته

 

بای بای کردن با مامان .... بای بای

 

هیجان رفتن .... ماچ

 

 

((ارمیــــا در همه حال دوست داشتنی هستی خوشبوترین گل دنیا ))

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

منا(مامان کورش)
18 مهر 92 17:27
ارمیا جونم عزیزم چرا سرما خوردی ایشالله زود زود خوب بشی وهر چه زودتر شروع کنی به بدوبدو کردن