سرماخوردگی ....
نازدونه این روزا بازم متاسفانه همش درگیر سرما خوردگی شما هستم . از 26 برج 11 روزی که مادرجان فوت کردن سرماخورده بودی و تا الان خوب خوب نشدی و روز یه شنبه گذشته دوباره بردمت دکتر . امشب قراره بریم خونه مادر جون خدا بیامرز و خاله المیرا پیشنهاد دادن که خاله طاهره واست تخم مرغ بشکنن .چون خاله جون المیرات معتقدن شما چش خوردی که این روزا اینقد بی تابی و همش بهونه میگیری ... راستی گل پسرم روز یه شنبه که بیاد یعنی 92/12/26 شما یه سال و نیمه میشی و باید ببرم و واکسن 18 ماهگیتو بزنم .انشالله که اذیت نشی نازنینم ... تو این 18 ماه اینقد تغییر کردی و این یکی دو ماه اخیر تغییرات رفتاری و گفتاریت و کنجکاویات اینقد زیاد شده که واقعا یادم نمیمونه...









