ERMIAERMIA، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

نازنینم دوست دارم

روزای ارمیا خونه مامان جون....

1392/5/6 12:40
نویسنده : الهام
280 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزترینم هر روز صب تا عصر که خونه مامان جون و با مامان و خاله جون المیرا هستی ببین چقد اذیتشون میکنی ....

 

ا ا چرا هی میگین نکن ارمیا....کلافه

    

مامان جون نمیرم بالا از مبل تا بیاین کنارم بشینین ....خنده

 

یه کمی دست میزنم واسه خودم و راه میرم....مژه

  

مامان جون خونه رو جارو میکنم تا شما خشته نشین.... قلب

خاله جون میشه تراشتونو بدین به من .... لبخند

 

میزارین برم سمت عروسکا !! ...زبان

اذیتشون نمیکنم ... خجالت

فقط بینی آقا خرس رو بکنم خاله جون....چشم

چشای عروسکتم دوست دارم دربیارم.... ساکت

اصلا دوست دارم همشونو خراب کنم.... از خود راضی

 

بهم چیزی نگینا اگه نه میرم سر کشو ها.... مشغول تلفن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان یاسین
6 مرداد 92 14:30
طفلی مامان جون خاله جونها چی مکیشن ای شیطون
نگار
7 مرداد 92 12:24
عزيزم چقدر لباس سبز بهت مياد خاله .


ممنونم نگار جون. شما وب نداری نه؟؟