ERMIAERMIA، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

نازنینم دوست دارم

سایه بازی

1392/3/5 11:43
نویسنده : الهام
211 بازدید
اشتراک گذاری

فسقلی مامان نمیدونی چقد بانمک و دوست داشتنی شدی !! اینقد که دلم میخواد فشارت بدم یه عالمه

دیشب دعوت بودیم رستوران شهر غذا. با مامان جون و باباجون و خاله ها رفتیم .تو اونجا حسابی آتبش سوزوندی و شر بازی در آوردی دلت میخواست هر چی رو میز بود برداری بندازی زمین . تا یه چیزو بهت میدادن حمله میکردی یه چیزه دیگه رو هم برداری . شرارت تو چشات موج میزد....

 

وقتی اومدیم خونه باباحمید هنوز نیومده بود تازه از شیروان راه افتاده بود منم رختخوابا رو پهن کردم و با هم بازی کردیم . برقارو خاموش کردم تو هم راه افتادی سمت یه دونه چراغه روشن وقتی سایه تو رو سنگا میدیدی همش دور خودت میچرخیدی تا بگیریش ...

منم حسابی به کارت میخندیدم و تو با تعجب به من نگاه میکردی و بازم به کارت ادامه میدادی.

                                           

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله المیرا
7 خرداد 92 0:57
خییییییییییییییییییلی دوست دارم ارمیا نمی دونم دیگه باید چیکار کنم خاله تو خیلی شیرینی